عشق
عشق
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 12:22

تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر اینه بدانید چو هست
نه آن وقت که افتاد و شکست
غمم در فهم امثال شما نیست
مرا جز گریه یاری با وفا نیست
اگر چه عشق یعنی غم و اما
دل عاشق به درمان مبتلا نیست
دلم تا شاخه ي غم در خودش کاشت
ترک هاي زيادي باز برداشت
چه ميشد چون تمام مردم شهر
شب تنهايي من مونسي داشت؟