تبليغاتX
عشق
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 12:22

 تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که رفتیم همه یار شدند

خفته ایم  و همه بیدار شدند

قدر اینه بدانید چو هست

نه آن وقت که افتاد و شکست

 

غمم در فهم امثال شما نیست

مرا جز گریه یاری با وفا نیست

اگر چه عشق یعنی غم و اما

دل عاشق به درمان مبتلا نیست

 

 

        دلم تا شاخه ي غم در خودش کاشت     

ترک هاي   زيادي  باز   برداشت

     چه ميشد چون  تمام  مردم  شهر   

   شب تنهايي من مونسي داشت؟

 

 

 

نوشته شده توسط محمد | موضوع: | لینک ثابت |